خَندھ ام میگیــــرَد وَقتی پـَـــس از مـُـدَت ها بی خَبری بی آنکھ سرآغی از این دِل آوآره بگیریمیگویی : دِلم بَرایت تنگــــ استیا مَرا بــھ بازی گرفتھ ای یآ مَعنی وآژه هایَت را خوب نِمیدآنی دِلتَنگی ات ارزانی خودَت...