از مرگـ نـــ☜ از مرگـ نـــمےترسمـ ☞ منـ فقط نگرانمـ ڪهـ درشلوغےِاونـ دنیا ؛ مــادرمـ رو پیدا نڪنمـ ..مادر منـ بهشتـ روزیرپاتــ ندیدمـ ؛ زیرِپایهـ تو ؛آرزو هایـےبودڪهـ ازاونـ گذشے ☜بهـ خاطرِ منـ .. مادر ؛روسَریتـ روبردار ؛تا ببینمـ توشبـ موهاتـ چندزمستونـ برفـ نشَسِهـ ؛تامنـ بهـ بهاررسیدمـ ..بهـ جرمـِ اینڪهـ بهشتـ زیرِ پاشونـ بود ؛دنیاروبراخودشونـ جهنمـ ڪردنـ .. ☜" مـــــادر " نوشتهـ میشهـ ؛ ولے ☜فرشــــتهـ ☞خوندهـ میشهـ ..مےترسمـ ☞...
ادامه مطلب